رادوینرادوین، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره

رادوین پادشاه کوچک

خیلی دیر اما آمدم ...

سلام عزیز مامان  مدتها بود که این وبلاگ رو در دسترس نداشتم . و الان خوشحالم  که تونستم بازیاببیش کنم و عکسهای  قشنگت رو اینجا قرار بدم و حرفها و خاطرات شیرین  با تو بودن رو اینجا  بنویسم. فرشته مهربون من  دو سال از اخرین باری که برات  در اینجا نوشتم گذشته . و  از این مدت کلی عکس و  خاطره در پستهای بعدی میذارم .  تا بعد  ، به زودی ...
20 مهر 1395

وظیفه مادری

پسر گلم، وظیفه من در حق تو به عنوان مادر این است که سیرت کنم ،به تو عشق بورزم و عشق ورزیدن را به تو نیز بیاموزم ، تو را در مسیر درست هدایت کنم، سرپرستی  کارهای ممکن را بر عهده بگیرم و کارهای غیر ممکن را به خداوند بسپارم.   تو را نیز به او می سپارم. ...
11 مهر 1393

جدیدترین عکسهای رادوین

سلام عسل مامان ! همونطور که  در پست قبلی قول داده بودم ، تو این پست برات یک سری عکس که جدیدا ازت گرفته شده رو میخوام بذارم . احتمالا تا سال بعد پست جدید نخواهیم داشت .پس پیشاپیش سال خوب و شادی رو برات آرزو میکنم ، عزیزترینم ! فدااااااااااااااااات   ...
9 اسفند 1392

بالاخره فرصت دست داد

سلااااام  عسل قشنگ مامان ، اولا، خییییییییلی ببخشید که بنا به دلایلی دیر سراغ وبلاگت اومدم . دوما، اینکه الان تو حسسسسسسسسابی میتونی حرف بزنی و جملات خیلی با مزه ای بگی که من و بابا رو کلی خوشحال میکنی . یه خاطره از حرف زندن هات اینه که چند روز پیش که داشتم می بردمت مهد ،  آقایی رو که نون خریده بود و از کنارمون رد میشد رو دیدی ، یه هو گفتی " دست شما دد نکنه نون "من قیافه ام دیدنی بود اون لحظه . و اون آقا هم لطف کردند و یه تیکه از اون نون بهت دادند.  راستی در پست بعدی  که سعی میکنم زیاد طول نکشه ،یه عالمه عکس جدید دارم که برات بذارم . پس تا اون موقع   ...
29 بهمن 1392

روزت مبااااارک عزیزم

 سلام عشق مامان سه شنیه این هفته یعنی ١٦ مهر مصادف با دوم اکتبر ، روز جهانی کودک نامگداری شده . تو کیش هم به همین مناسبت جشنی رو تدارک دیده بودند و از عمو قناد و گروهشون در برنامه جمعه به جمعه خونه به خونه دعوت شده بود. ما هم به اتفاق شما در این جشن شرکت کردیم . عسلم ! ما هم به تو این روز رو تبریک میگیم و برای تو  و همه کودکان جهان آرزوی دنیایی سراسر صلح و آرامش داریم. چند تا عکس هم برای یادگاری برات اینجا میذارم. هرچند کیفیت بالایی نداره.   ...
19 مهر 1392

و باز هم رادوین در سفر بود

سلام پسر عزیزم ! از اینکه این بار خیلی دیرتر از قبل دارم وبلاگت رو آپ میکنم ، معذرت میخوام. اما به جای اون همه تأخیر کلی عکس از سفر و خبر  خوب در  این پست قراره برات بذارم. اول اینکه ما سفرمون حدود یک ماه طول کشید. من و شما دو هفته زودتر رفتیم و بعد هم بابا اومدن و باهم برگشتیم. مسیر سفر مون هم از کیش به تهران ، مازندران، گیلان ، تهران و سرانجام بازگشت به کیش زیبای خودمون بود . عکسهات رو هم  برات در انتها میذارم . و اما خبر خوب!!!  این روزها بهترین خبر برای ما این بود که تو ، عشق ما دیگه میتونی حرف بزنی و تقریبا اکثر کلمات رو بگی. هرچند یه کمی دیر شروع به حرف زدن کر...
8 مهر 1392

اولین نقاشی رادوین

سلام  عشق مامان‌ ! کم کم داری دست به قلم میشی  تا بتونی نقاشی بکشی . لحظات هیجان انگیزی بود که میدیدم  با اون انگشتهای ناز و قشنگت مداد رو دستت گرفتی و روی کاغذ حرکتش میدی. تبریک میگم بهت ماماااااااااااانی!!!!! نفس مامان ! نمی خوام خیلی فلسفی اش کنم اما آرزو میکنم بتونی در آینده  با همین دستهات کارهای بزرگ انجام بدی و  از خودت نقشهای ارزشمند و ماندگار  که در جهت خدمت به بشریت باشه، به جای بذاری. بله عزیزم دستها فقط برای نقاشی کردن نیست . دعایم برای تو (وهمه فرزندان این دنیا )، دست و فکر و زبان و...  با چاشنی عظیمی همچون علم همراه عمل ، وجدان بیدار  و روح بزرگ اس...
20 تير 1392